آلبرتو جاکومتی

جاکومتی در بورگونوفو، سوئیس، در دره آلپ جنوبی وال برِگالیا در کانتون گراوبوندن و در نزدیکی مرز ایتالیا به دنیا آمد. او بزرگ‌ترین فرزند از چهار فرزند جیووانی جاکومتی، نقاش مشهور پست‌امپرسیونیست، و آنتا جاکومتی اِستامپا بود. او از نسل پناهندگان پروتستانی بود که از تفتیش عقاید گریخته بودند. جاکومتی که در خانواده‌ای هنرمند رشد کرده بود، از کودکی به هنر علاقه داشت و در مدرسه هنرهای زیبای ژنو تحصیل کرد. برادرانش، دیه‌گو (۱۹۰۲–۱۹۸۵) و برونو (۱۹۰۷–۲۰۱۲)، نیز بعدها هنرمند شدند. وی مجسمه‌ساز، نقاش، طراح و چاپگر سوئیسی بود. او از سال ۱۹۲۲ به بعد عمدتاً در پاریس زندگی و کار می‌کرد، اما به‌طور منظم به زادگاهش بورگونوفو بازمی‌گشت تا خانواده‌اش را ببیند و روی آثار هنری‌اش کار کند.
جاکومتی یکی از مهم‌ترین مجسمه‌سازان قرن بیستم به شمار می‌رود. آثار او به‌ویژه تحت تأثیر سبک‌هایی چون کوبیسم و سوررئالیسم بودند. پرسش‌های فلسفی درباره وضعیت انسانی، و نیز مباحث اگزیستانسیالیستی و پدیدارشناسانه، نقش مهمی در کار او داشتند. او در حدود سال ۱۹۳۵ از تأثیرات سوررئالیستی فاصله گرفت تا به تحلیل عمیق‌تری از ترکیب‌بندی‌های فیگوراتیو بپردازد. جاکومتی برای نشریات و کاتالوگ‌های نمایشگاهی متن می‌نوشت و افکار و خاطراتش را در دفترچه‌ها و یادداشت‌های روزانه ثبت می‌کرد. روحیه انتقادی شدید او نسبت به خودش، باعث تردیدهای فراوان درباره آثارش و توانایی‌اش در تحقق ایده‌های هنری‌اش می‌شد، و همین ویژگی نیروی محرکه‌ای قدرتمند برای او بود.
بین سال‌های ۱۹۳۸ تا ۱۹۴۴ ،  ارتفاع مجسمه‌های جاکومتی حداکثر به هفت سانتی‌متر می‌رسید. اندازه کوچک آن‌ها بازتاب فاصله واقعی میان موقعیت هنرمند و مدلش بود. او در این باره با نگاهی انتقادی گفته بود: «وقتی می‌خواستم آنچه را دیده بودم از حافظه بازآفرینی کنم، با وحشت دیدم که مجسمه‌ها کوچک‌تر و کوچک‌تر می‌شوند.» پس‌از جنگ، جاکومتی مشهورترین مجسمه‌های خود را خلق کرد: پیکره‌های بسیار بلند و باریک. این مجسمه‌ها حاصل تجربه دیداری شخصی او بودند در مرزی میان خیال و واقعیت، در فضایی ملموس اما دست‌ نیافتنی.

در مجموع آثار جاکومتی، نقاشی‌ها تنها بخش کوچکی را تشکیل می‌دهند. با این حال، پس از سال ۱۹۵۷، نقاشی‌های فیگوراتیو او به اندازه مجسمه‌هایش حضور یافتند. نقاشی‌های تقریباً تک‌رنگ او در دوره پایانی کارش، به هیچ سبک هنری دیگری از مدرنیته ارجاع نمی‌دهند.
در سال ۱۹۲۲، جاکومتی برای تحصیل نزد مجسمه‌ساز آنتوان بوردل، از شاگردان رودن، به پاریس رفت. در آنجا با کوبیسم و سوررئالیسم تجربه‌ورزی کرد و به‌عنوان یکی از مجسمه‌سازان برجسته سوررئالیست شناخته شد. از جمله هم‌نشینان و همکارانش می‌توان به میرو، ماکس ارنست، پیکاسو، برور یورت و بالتوس اشاره کرد.
بین سال‌های ۱۹۳۶ تا ۱۹۴۰، جاکومتی تمرکز خود را بر مجسمه‌سازی سر انسان گذاشت و نگاه مدل را محور توجه قرار داد. او ترجیح می‌داد با مدل‌هایی کار کند که به آن‌ها نزدیک بود از جمله خواهرش و هنرمندی به نام ایزابل راوثورن (که آن زمان با نام ایزابل دلمر شناخته می‌شد). پس از آن، دوره‌ای آغاز شد که در آن پیکره‌های ایزابل کشیده و اندام‌هایشان بلندتر شدند. او وسواس داشت مجسمه‌هایش را دقیقاً مطابق با آنچه در نگاه منحصر‌به‌فردش از واقعیت می‌دید خلق کند و اغلب آن‌قدر آن‌ها را می‌تراشید تا به نازکی یک میخ و به اندازه یک بسته سیگار می‌رسیدند. یکی از دوستانش گفته بود: «اگر جاکومتی تصمیم می‌گرفت از تو مجسمه بسازد، سرت را شبیه تیغه چاقو می‌کرد.»
پس از ازدواجش با آنت آرم در سال ۱۹۴۶، مجسمه‌های کوچک او بزرگ‌تر شدند؛ اما هرچه بزرگ‌تر می‌شدند، باریک‌تر نیز می‌گشتند.