در اعماق یک آرامگاه زیرزمینی در روستای «هیساردره»، تیمی از باستانشناسان با تصویری روبهرو شدند که نگاهها را به خود خیره کرد: عیسی مسیح در قالب نقشمایه «شبان نیکو». آنچه این اثر را متمایز میکند، ویژگیهای ظاهری آن است؛ در این نقاشی، مسیح با چهرهای جوان، بدون ریش و ملبس به «توگا» (جامه سنتی رومیان) تصویر شده که بزی را بر دوش حمل میکند. این بازنمایی، عیسی را نه در قالب چهرههای سنتی بیزانسی، بلکه با ویژگیهای آشکار فرهنگ رومی نشان میدهد. پژوهشگران معتقدند این اثر سالمترین نمونه شناختهشده از این نقشمایه در آناتولی است که مفاهیمی چون هدایت الهی، حمایت و رستگاری را به تصویر میکشد.
محل این کشف یعنی نزدیکی شهر «ایزنیک» (نیقیه باستان)، ارزش تاریخی آن را دوچندان میکند. ایزنیک در تاریخ مسیحیت جایگاهی استراتژیک دارد؛ جایی که در سال ۳۲۵ میلادی، نخستین شورای جهانی کلیسا (شورای نیقیه) برگزار شد و «اعتقادنامه نیقیه» برای تثبیت آموزههای رسمی مسیحیت به تصویب رسید. کشف این نقاشی در شهری که پاپ لئو چهاردهم نیز اخیراً از آن بازدید کرده، نشاندهنده تداوم اهمیت این منطقه در گذار از دوران چندخدایی به مسیحیت است.
این آرامگاه متعلق به قرن سوم میلادی است؛ دورانی که صلیب هنوز به عنوان نماد عمومی و فراگیر مسیحیت رواج نیافته بود. در آن زمان، مسیحیان برای بیان ایمان خود از استعارههای تصویری نظیر «شبان نیکو» استفاده میکردند تا هم باورهای خود را حفظ کنند و هم از گزند آزار و اذیت حکومت روم در امان بمانند. دیوارها و سقف این آرامگاهِ کوچک، تنها به تصویر مسیح محدود نمیشود؛ نقشهایی از پرندگان، گیاهان و تصاویر طبقات اشرافی در کنار خدمتکاران، بر دیوارهای آن نقش بسته است. به گفته «ارن ارتن ارتم»، باستانشناس موزه ایزنیک، این تزئینات به زیبایی دوران گذار مذهبی را نشان میدهند و مرگ را نه به شکلی هولناک، بلکه به عنوان سفری شایسته به جهان پس از مرگ تصویر کردهاند.
در کنار ارزش هنری نقاشیها، این کاوش به کشف بقایای انسانی نیز منجر شد. باستانشناسان اسکلت پنج نفر را در این آرامگاه یافتند که بررسیها هویت سه تن از آنها را فاش کرده است: دو جوان و یک نوزاد ششماهه. این یافتهها احتمالا نشاندهنده یک مدفن خانوادگی است که در دورانی پرآشوب، عزیزان خود را با امید به «شفاعتِ شبان نیکو» به خاک سپردهاند.
این کشف بار دیگر نگاهها را به جایگاه تمدنی آناتولی معطوف کرد؛ سرزمینی که زادگاه پولس قدیس (در طرسوس) و مأمن یوحنای قدیس و مریم باکره (در افسوس) بوده است. «گولشن کوتبای»، سرپرست تیم باستانشناسی، تاکید میکند که این نقاشی احتمالا تنها نمونه در نوع خود در کل منطقه باشد که با چنین کیفیتی باقی مانده است.