گنبد سلطانیه؛ دروازه‌های نیکی

گنبد سلطانیه (ابواب البر؛ دروازه‌های نیکی)
شهر سلطانیه در عهد ایلخان مغول در حدفاصل سال‌های ۷۰۴ تا ۷۲۵ هجری قمری احداث شده اما اوج شکوفایی شهر مربوط به زمان اولجایتو است و گنبد سلطانیه زنجان هم در همین زمان بنا شده است. در کتاب «جغرافیای تاریخی سلطانیه» تألیف «محمد علی مخلصی»، معمار این بنا (سید علی شاه) علیشاه تبریزی معمارگنبد سلطانیه، این بنا را بر اساس اصول معماری منحصربفرد زمان خود با پلان هشت‌ضلعی منتظم ساخته معرفی شده است. یکی از باشکوه‌ترین بناهای شیوه آذری است که در سلطانیه زنجان قرار دارد. معروف‌ترین بنای مجرد در ایران است و به دلیل ارتفاع زیاد بنا از سطح زمین و حجیم بودن آن جزء اولین بنای عظیم و معروف جهان به شمار می‌رود. این ساختمان یکی از باشکوه‌ترین آثار دوره اسلامی به شمار می‌رود و از لحاظ بزرگی پس از سانتاماریا دلفیوره در فلورانس و ایاصوفیه در استانبول سومین گنبد جهان به شمار می‌رود اولین و عظیم‌ترین گنبد آجری جهان بوده و در فهرست آثار جهانی ثبت شده است. اهمیت تاریخی سلطانیه تنها به معماری آن محدود نمی‌شود؛ این شهر نماد مرحله‌ای مهم از پیوند فرهنگ ایرانی، هنر اسلامی و سنت‌های مغولی است. ایلخانان پس از استقرار در ایران، به تدریج جذب فرهنگ ایرانی شدند و نتیجه این همگرایی را می‌توان در شکوه معماری سلطانیه مشاهده کرد.

ویژگی‌های ساختمانی گنبد این بنا آنچنان است که دانشمندانی چون پائولوزی رئیس وقت دانشکده معماری فلورانس ساختمان گنبد کلیسای سانتا ماریا دلفیوره را برگرفته از این گنبد دانسته است. بلندی این بنا هشت ضلعی بیش از ۵۰ متر است و بلندترین بنای اسلامی به شمار می‌رود. گنبد طوری ساخته شده که بدون ساختن بناهای متصل و مجاور به آن، با ابتکار هوشمندانه فشارهای جانبی گنبد را، به اطراف منحرف کرده‌ است. در هشت گوشه ساختمان مناره ها فشار وارده‌ی گنبد را به طور عمودی خنثی می‌کنند.
گنبد این بنا دو پوسته است و تمامی سطح خارجی گنبد از کاشی‌های آبی (رنگ دلخواه مغولان) پوشیده شده است. اطراف آن را حیاط بزرگی احاطه کرده است. تنها بنای الحاقی این بنا، بنایی چهارگوش که امروزه به تربت خانه معروف است. برخی معتقدند که اولجایتو در این محل مدفون است. این ارسن بزرگ دربرگیرنده بیمارستان، خانقاه و میانسرای بزرگ بوده که تنها گنبدخانه و آرامگاه اولجایتو باقی مانده است.

تزئینات داخلی گنبد سلطانیه از مهم‌ترین ویژگی‌های هنری آن است. در فضای داخلی، ترکیبی پیچیده از گچ‌بری، کاشی‌کاری، آجرکاری، نقاشی دیواری و خوشنویسی دیده می‌شود. هنرمندان ایلخانی در این بنا از خطوط ثلث و کوفی برای نگارش آیات قرآن و کتیبه‌های مذهبی استفاده کرده‌اند. لایه‌های مختلف تزئینات نشان می‌دهد که بنا در چند مرحله آراسته شده است؛ در برخی بخش‌ها، نقوش گیاهی و اسلیمی با رنگ‌های لاجوردی، فیروزه‌ای و طلایی دیده می‌شود و در بخش‌هایی دیگر، گچ‌بری‌های برجسته با ظرافتی کم‌نظیر اجرا شده‌اند. اهمیت این تزئینات در آن است که نوعی گذار هنری از سبک‌های سلجوقی به شیوه‌های پیچیده‌تر دوره تیموری را نمایش می‌دهند. همچنین فضای داخلی بنا با نور طبیعی که از پنجره‌های مرتفع وارد می‌شود، حالتی معنوی و رازآلود پیدا می‌کند؛ ویژگی‌ای که در معماری عرفانی اسلامی اهمیت فراوان دارد.

در قرن نوزدهم، نقاش و جهانگرد فرانسوی اوژن فلاندن در سفر خود به ایران، تصویری مشهور از گنبد سلطانیه ترسیم کرد. فلاندن همراه پاسکال کوست در دوره قاجار به ایران سفر کرد و آثار متعددی از معماری و شهرهای ایران ثبت نمود. نقاشی او از سلطانیه تنها یک تصویر مستند نیست، بلکه نوعی نگاه شرق‌شناسانه اروپایی به معماری ایران را نیز بازتاب می‌دهد. در این اثر، گنبد عظیم سلطانیه در دل دشتی باز و وسیع قرار گرفته و هنرمند کوشیده است شکوه بنا را در برابر طبیعت پیرامون برجسته کند. استفاده از پرسپکتیو عمیق، تأکید بر رنگ آبی گنبد و نمایش ویرانه‌های اطراف، نوعی حس نوستالژیک و تاریخی به تصویر داده است. آثار فلاندن امروز برای پژوهشگران اهمیت زیادی دارند، زیرا بخشی از وضعیت بناها و شهرهای ایران در قرن نوزدهم را پیش از مرمت‌های معاصر ثبت کرده‌اند.
دو نقشه یا مینیاتوری که  از شهر سلطانیه برای ما به میراث مانده است، احتمالاً مربوط به نسخه‌های مصور جغرافیایی و سفرنامه‌های دوره صفوی یا عثمانی هستند که شهر سلطانیه را به صورت «نمای پرنده» یا Bird’s-eye View نشان می‌دهند. این تصاویر را نباید نقشه به معنای مدرن دانست؛ بلکه ترکیبی از نقشه، مینیاتور و تصویر شهری‌اند. در سنت نگارگری اسلامی، هدف صرفاً نمایش دقیق مقیاس جغرافیایی نبود، بلکه اهمیت نمادین و سیاسی شهر نیز مطرح می‌شد. به همین دلیل، در این نقشه‌ها معمولاً بناهای مهم مانند گنبد سلطانیه بزرگ‌تر و شاخص‌تر ترسیم شده‌اند و دیوارها، دروازه‌ها و فضای سبز اطراف نیز جنبه‌ای نمادین پیدا کرده‌اند.
از منظر هنری، این مینیاتورها ویژگی‌های نگارگری ایرانی را دارند: استفاده از رنگ‌های تخت، حذف سایه‌پردازی طبیعی، نمایش هم‌زمان چند زاویه دید، و تأکید بر تزیینات معماری. از نظر علمی و تاریخی نیز این تصاویر ارزش فراوانی دارند، زیرا اطلاعاتی درباره ساختار شهری سلطانیه، حصارها، محورهای ارتباطی و جایگاه بناهای مهم ارائه می‌کنند. پژوهشگران تاریخ شهرسازی از این تصاویر برای بازسازی سیمای شهر سلطانیه در دوره‌های پس از ایلخانی استفاده می‌کنند. در این مینیاتورها، شهر تجسمی از اقتدار سیاسی و نظم اجتماعی درنظر بیننده متواتر می‌سازد.

تصویر یا گراوور ژان شاردن از سلطانیه در سال ۱۶۷۳ یکی از مهم‌ترین اسناد تصویری اروپایی درباره این شهر در دوره صفوی به شمار می‌رود. این اثر را Jean Chardin در جریان سفر دوم خود به ایران تهیه کرد؛ سفری که بعدها در کتاب مشهور او، Voyages du Chevalier Chardin en Perse منتشر شد. شاردن در میان جهانگردان اروپایی قرن هفدهم جایگاه ویژه‌ای دارد، زیرا برخلاف بسیاری از شرق‌شناسان بعدی، مشاهدات او بسیار دقیق، جزئی‌نگر و مبتنی بر مشاهده مستقیم بود. گنبد عظیم سلطانیه در مرکز ترکیب‌بندی قرار دارد و بر تمام عناصر پیرامون غلبه می‌کند. این شیوه نمایش، از سنت «veduta» یا منظره‌نگاری شهری اروپایی تأثیر گرفته است؛ سبکی که در آن بناهای شاخص شهری به عنوان نماد هویت و قدرت سیاسی شهر برجسته می‌شدند. در تصویر شاردن، فضای باز دشت، بقایای سازه‌های اطراف و کوچکی انسان‌ها در برابر مقیاس گنبد، نوعی حس عظمت و در عین حال افول تاریخی را منتقل می‌کند. از نظر هنری، این اثر در مرز میان «نقشه‌نگاری»، «مستندسازی معماری» و «منظره‌پردازی شرق‌شناسانه» قرار می‌گیرد. شاردن و همراهانش تلاش می‌کردند بناها را با دقت بیشتری نسبت به نگارگران سنتی ایرانی ترسیم کنند؛ به همین دلیل در آثار او پرسپکتیو خطی، عمق فضایی و نسبت‌های طبیعی بیشتر دیده می‌شود. اما همچنان نوعی نگاه شاعرانه و اگزوتیکِ اروپایی به شرق در تصویر حضور دارد. برای مثال، تأکید بر انزوای بنا در دشت و نمایش نیمه‌ویران شهر، برای مخاطب اروپایی تصویری رمانتیک از «شکوه ازدست‌رفته شرق» می‌ساخت.
از نظر تاریخی نیز این تصویر اهمیت زیادی دارد، زیرا سلطانیه در قرن هفدهم دیگر پایتختی فعال نبود و بخش بزرگی از شهر ایلخانی رو به ویرانی رفته بود. بنابراین اثر شاردن سندی ارزشمند برای شناخت وضعیت سلطانیه در دوره صفوی است؛ دوره‌ای که هنوز گنبد سلطانیه سالم و بسیار باشکوه بود، اما بافت شهری پیرامون آن تا حد زیادی افول کرده بود. پژوهشگران معماری اسلامی از این تصویر برای مقایسه وضعیت بنا پیش از مرمت‌های مدرن استفاده می‌کنند.
نکته مهم دیگر این است که در آثار شاردن، تصویر و متن مکمل یکدیگرند. او فقط نقاش نبود؛ بلکه توصیف‌های نوشتاری دقیقی از شهرها، مردم، راه‌ها و معماری ایران ارائه می‌کرد. همین ویژگی باعث شده سفرنامه او یکی از معتبرترین منابع اروپایی درباره ایران صفوی شناخته شود. حتی متفکرانی چون مونتسکیو و ادوارد گیبون نیز بعدها از نوشته‌های او استفاده کردند.

منابع:

1- تاریخ هنر ایران – مجید آزاد بخت – 1400.

2- برخی از عکس های مربوط به تزئینات داخلی از سایت خبرگزاری مهر برداشته شده است.

3- جغرافیای تاریخی سلطانیه – محمد‌علی مخلصی